خزعبلات

آخرین مطالب
آخرین نظرات

داستان از اونجا شروع شد که

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۳۶ ق.ظ

هرکاری که از دستم برمیاد برای شادیش میکنم.دوست عزیز و همنفس و بی ادعای خوشگلم.این دوست داشتن عمیق ، نشون دهنده ی صداقت بی حد و مرزه بینمون.اینکه تا نباشی خوشی بهم حرومه.تا نباشی دلم آروم نمگیره.که همیشه باش از سر و کولت بالا برم و هزار بار دوباره بهت دل بدم که بدونی بی کم و کاست همون هستی که میخوام.همون که صبورخان منی، جوجه جان منی، ثومپول منی، عزیزتترین و بههههههترینی.

که دلم برات میزنه و دنیا بدون تو برام متصور نیست.

من وفادار این عشق ابدی ام.هر کلمه که مینویسم ریشه هام عمیق تر و یرم بلندتر میشه.

من این هجمه از حجم علاقه رو کجای دلم قرار بدم که خونه برق میزنه از وجودت تمیز آقای من.من جونم کف دستمه ، میذارمش کنار ، برای تو.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۵

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی