خزعبلات

آخرین نظرات

تهران گردی با متین و پریسا

شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۷ ب.ظ
پنج شنبه بعد از اضافه کاری ای که قرار نبود انقدر طولانی بشه، اومدم خونه و خوابیدم. بعد بیدار شدن متین گیر داد حوصله اش سر رفت و یه جایی بریم. منم هر جا رو گفتم یا اون حس و حالشو نداشت یا من. بالاخره یهویی گفت بریم تهران. منم درجا گفتم هر کی نیاد و سریع زنگ زد به پریسا و کاسه کوزه رو جمع کردیم و رفتیم سمت تهران. مثل همیشه شام رو جوجه طلایی نزدیک پاکدشت زدیم که هر بار بهتر از دفعه قبل.
رسیدیم نواب و به کمک اپ نشان که دستمون رو گرفت و ما رو رسوند به خونه پریسا. شانس آوردیم و جای پارک هم گیر آوردیم. حدود ساعت 2 نصفه شب خوابیدیم اما اون دو تا نمی دونم کی خوابیدند. 
صبح ساعت حدود 11.30 بیدار شدیم و بعد خوردن صبحونه رفتیم پاساژ پروانه و بعد هم کافه نادری و دیدن خیابون سی تیر و کلی جای دیدنی دیگه. ناهار رو توی همون خیابون قشنگ سی تیر روبروی ساختمون سابق کتابخونه ملی خوردیم. بعد هم پیاده خیابان فردوسی رو اومدیم بالا و رسیدیم چهارراه استانبول و دیدیم ای دل غافل که دوستان پلیس ما رو 50 تومن جریمه کردند. سریع دایورت کردم و راه افتادیم سمت خونه پریسا و بعد استراحتی کوتاه و جابجا کردن تخت و کمدش، حرکت کردیم سمت خونه و این بار هم مثل دفعات قبل باز هم افتخارآفرینی کردیم و یه مبل قابل انعطاف رو جوری آوردیم سمنان که خودمم مونده بودم. اون جورش هم این جوری بود که من آینه عقب رو نداشتم و با دو تا آینه کنارم رانندگی کردم و سندی دیگر بر افتخارات رانندگی با 206 عزیزمون به جا گذاشتم.
الان هم خونه ایم و محسن نامجو داره آواز میخونه و متین شدید درگیر کار خیاطیست و البته در بکِ ذهن به طرزی غریب و جانکاه به خرید کفش فکر میکنه. والسلام
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی