خزعبلات

روزمره های یک زندگی دو نفره

خزعبلات

روزمره های یک زندگی دو نفره

خزعبلات
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۶ و ۷ فروردین ۱۴۰۴

پنجشنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۴، ۱۱:۳۱ ق.ظ

دیروز قرار بود بریم گرمسار برای ماموریت. دقیقه ۹۰ برنامه عوض شد و رفتیم شاهرود. همون ترانسی که آخر سالی تقش در اومده بود. سر خر آخر سالی افتاد به اول سال و تا زمان پیدا شدن عیب و رفع اون، درگیرش هستیم. دیروز فقط به تخلیه روغن گذشت و چون زمان بر بود، برگشتیم سمنان. 

امروز صبح ساعت ۶.۱۵ بیدار شدم و اومدم سر کار. راننده هم ساعت ۱۰ اومد و به اتفاق پسرخاله ام که همکارم هست، به طرف شاهرود حرکت کردیم. توی مسیر آخرین قسمت پادکست "تاریخ جهانگشای جوینی" استاد مهدی سیدی رو تموم کردم. توی همین زمان های پرت رفت و آمد روزانه و تهران رفتن های با مادر، کلی کتاب رو همراه استاد سیدی خوندم. تاریخ بیهقی، چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی، سیاست نامه و تاریخ جهانگشای جوینی رو توی همین زمان های حدود یک سال و نیم اخیر تموم کردم. به شدت منتظر شروع خوانش سفرنامه ناصرخسرو با روایت جالب و گیرای استاد سیدی هستم.

پ.ن:

دیروز بعد از اومدن از ماموریت، سری به بابا و مامان زدم. بابا واقعا توی یه سیاره و یه فضای عجیب زندگی می کنه. کلی باهاش حرف زدم، ولی انگار این بشر با مردن قابل درست شدنه و هیچ امیدی به بهبودش نیست. تازه این موجودی که الان هست با موجود سی سال پیش غیر قابل مقایسه است. فکر کن اون موقع چی بود.

خوب شد سفر سنگده کنسل شد، وگرنه باز متین مجبور بود تنهایی و بدون من به اون سفر بره. این هم اندر معایب کار و پیشه‌ی من. 

این پست هم از روی ترانس افلیج نوشته شد.

  • . خزعبلات .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی