دوره هفتم شیمی درمانی مادر
تهران هستم و دقیقا در همین لحظاتی که این پست رو می نویسم، در داروخانه بیماری های خاص در خیابان نجات اللهی. محشر دیگری اینجا برپاست. صبح با آزمایش cbc مادر شروع شد و بعد هم آغاز تزریق دوره هفتم شیمی درمانی. کار که تموم شد، زیر بارون به خونه برگشتیم. صبحونه مختصری خوردم و به طرف جایی که الان هستم راهی شدم.
اولین بار هست که سه روز اول شیمی درمانی رو من در کنار مادر هستم. دیروز حدود ساعت سه و نیم عصر به اتفاق مادر و هیلا (دوست متین) به طرف تهران حرکت کردیم. هیلا از روز ۱۳ فروردین در شهمیرزاد مهمان ما بود. روز چهاردهم فروردین به اتفاق متین و هیلا، سری به مسجد جامع و مسجد سلطانی و موزه جمام پهنه سمنان زدیم و ناهار رو در عمارت بادگیر صرف کردیم. دو بار هم مهمون منزل فرید و مائده بودیم که بسیار لطف کردند و میزبان ما بودند. خصوصا سیزده بدر رو که تا غروب اونجا بودیم.
پ.ن:
متین، بهترین دوست و یار و همراه عالمه. خدا نگهدارش باشه که وجودش بی نهایت برام مغتنمه.
- ۰۴/۰۱/۱۷