خزعبلات

روزمره های یک زندگی دو نفره

خزعبلات

روزمره های یک زندگی دو نفره

خزعبلات
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

از اول شهریور تا الان

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۴۰۲، ۱۱:۲۷ ق.ظ

از اول شهریور تا الان که ۱۹ شهریور باشه، نمی دونم چطوری گذشت. از رفتن متین به تهران و دیدار دوستان و آوردنش به علت بدحال شدن تا ماموریت تخیلی جمعه ۱۰ شهریور در شاهرود که تا ساعت ده و نیم شب طول کشید. قولنامه آپارتمان اجاره ای جدید در شهمیرزاد و تمیز کردن و آوردن وسایل جدید به اونجا، دعوای شدید من و متین و تصادف علی با ماشینش و ....

امروز هم برای ماموریت اومدم ایوانکی و الان در حال برگشت به سمنان هستیم. فرصتی شد تا خیلی مختصر از این همه اتفاقی که افتاده بنویسم که شاید خیلی جزییات و حتی کلیات هم فراموش شد. این چند روز فکر میکنم نیاز به دارو دارم، چون اصلا آرامش ندارم، تازه امروز یه قرار مختصری اومده سراغم که توی این بیقراری های فراوون این مدت غنیمتیه.

پ.ن:

از گرما، خورشید، تابستون حالم بهم میخوره و هر قدر هم بگم و بنویسم، نمی تونم این عمق نفرت رو به تصویر بکشم. یقین دارم در ظهرِ گرم ترین روزِ یه تابستونِ لجن و کثافت می میرم.

  • . خزعبلات .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی